آرزوی گل

کیستی که من این گونه به اعتماد نامِ خود را با تو می گویم
نویسنده : آسمان - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٥
 
کیستی که من این گونه به اعتماد نامِ خود را با تو می گویم
کلیدِ خانه ام را در دست ات می گذارم
 نانِ شادی های مان را با تو قسمت می کنم
به کنارت می نشینم و
 بر زانوی تو این چنین آرام به خواب می روم. .....
.
.
.
وقتی در تنهایی خودم قدم می زنم
خاطرات با تو بودن ، آرامشم را به هم میزند
چه بریشانی لذت بخشی ست دلتنگ تو بودن
دلم برای شنیدن صدایت تنگ شده..
برای دیدنت..
دیشب در خواب منتظر آمدنت بودم،
اما به خوابم هم نیامدی و
 درد انتظار را در خواب هم حس کردم.....