آرزوی گل

تو که میدانی من عاشق گلهای رزم
نویسنده : آسمان - ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٦
 

گل رز...

ای که تقدیر زمان

تورا دور زمن ساخت سلام

نامه ای دارم از فاصله هاست

چند شب بود که من خواب تورا میدیدم

خواب دیدم که فراری هستی

می گریزی از شهر

پاسبانها همه جا عکس تورا می کوبند

جارجی ها همه جا نام تورا می خوانند

در همه کوی وگذر قصه ی تقدیر تو بود

مردم وتیر وتفنگ ، اسبهایی چالاک

(متهم قاتل گلهای سفید)

(جایزه ) یگ گل رز

وتو میدانی که من عاشق گلهای رزم

دوست دارم بنویس...به کجا خواهی رفت؟

مردم شهر چرا در پی تو می گردند

نکرانت شده ام

بی جوابم مگذار

پشت پاکت بنویس

(متهم قاتل گلهای سفید)

تو که میدانی من عاشق گلهای رزم