آرزوی گل

زبان نگاه
نویسنده : آسمان - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱۱
 
نشود فاش كسي آنچه ميان من و تست
تا اشارات نظر نامه رسان منو تست
گوش كن با لب خاموش سخن مي گويم
پاسخم گو به نگاهي كه زبان من و تست
روزگاري شد و كس مرد ره عشق نديد
حاليا چشم جهاني نگران من و تست
گرچه در خلوت راز دل ما كس نرسيد
همه جا زمزمه ي عشق نهان من و تست
گو بهار دل و جان باش و خزان باش،ارنه
اي بسا باغ و بهاران كه خزان من و تست
اين همه قصه فردوس و تمناي بهشت
گفتگويي و خيالي ز جهان من و تست
نقش ما گو ننگارند به ديباچه ي عقل
هركجا نامه ي عشق است نشان من و تست
سايه زآتشكه ي ماست فروغ مه و مهر
وه ازين آتش روشن كه به جان من و تست