آرزوی گل

می نویسم تا نوشته شوم ...
نویسنده : آسمان - ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٥
 
آموختم
 
هرگز امید را از کسی نگیرم
 
 شاید امیدش تنها  دارایی اش باشد
  اما ...

قلم را بر می دارم چیزی در خاطرم نیست

 فقط می نویسم تا نوشته باشم ...

از تو شروع می کنم که از یک نگاه شروع شدی....

از تو و نگاه و چشمهای خیس و ورق های پاره پاره

ستاره های زیبا و من و صد آه و ناله

پنجره خسته و پاییز و مشرقی نو

آسمان و دلتنگی من و یک راه چاره

درد من و غربت شعر این راه بی پایان

صدای مرده دستان من مرگ دوباره

ترنم زیبای دنیای خیالم

همه بر باد رفتند با یک اشاره

شقایق پرپر شد از دوری تو...

...