اوصاف تقوا پیشگان و خداپرستان چگونه است ؟

 

همام از اصحاب حضرت علی ع مردی  عبادت پیشه و زاهد بودایشان از امیرالمومنین ع سئوال میکنند که اوصاف تقوا پیشگان و خداپرستان چگونه استحضرت میفرمایند ای همام تقوای الهی پیشه کن و نیکوکردار باش که خداوند با متقیان واحسان پیشگان است .

همام دوباره اصرار نمود اوصاف آنها را حضرت دقیق تر بیاندارد . حضرت فرمودند :

خداوند سبحان آفریدگان را آفرید در حالی که از طاعتشان بینیاز بود و از نافرمانی و عصیانشان در امان .

زیرا نافرمانی گناهکاران به او زیانی نمی رساند وفرمانبری طاعت پیشگان برایش سودی ندارد .

روزی و معیشت آفریدگان را میانشان تقسیم نمود و هرکدامشان را در مکانت خود نشاند .

و اما مکانت تقواپیشگان :

  • بینش و گفتارشان بر صواب است و صلاح .
  • روش و منش آنان بر تواضع است و وقار .
  • چشمانشان را بر آنچه خدای برایشان حرام فرموده پوشانیدهاند .
  • گوشهایشان را بر دانش های سودمند گشوده اند .
  • در بلا و دشواری و در آسایش و راحتی منش و روش یکساندارند در هیچ حالت گوهر گرانسنگ خویش را نمی بازند .
  • اگر خداوند اجل و زمانی را برای ماندن آنها در این جهانتعیین نکرده بود جان سبکبار و سبکبالشان به اندازه یک چشم به هم زدن در بدنهایشاننمی ماند  از شوق پاداش و اکرام خداوند که برایشان مهیا ساخته و از خوف معصیت او .
  • خداوند سبحان در جان این رشیدان عظیم است از این روستکه غیر خدا در نگاهشان کوچک است .
  • بهشت برایشان چنان است که گویا آنرا دیده اند و ازنعمتهایش بهره مند هستند .و جهنم برایشان چنان است که گوئی آنرا دیده اند و عذابشرا چشیده اند .
  • دلها شان محزون است اما به حزن سبز نه غم سیاه .
  • دیگران از آزارشان در امانند .
  • بدنهاشان نحیف است .
  • نیازهایشان اندک است .
  • جانهایشان عفیف است .
  • چند روزی را بر حق و ناگواریها صبوری ورزیدند که آسایشگوارا و جاویدان را برایشان در پی دارد این تجارتی است سود آور که خداوند برایایشان فراهم فرموده است .
  • دنیا آنها را طلبید اما آنها او را نطلبیدند .
  • دنیا در پی به چنگ آوردن و اسیر ساختنشان بر آمد اماپارسایان با بر کف نهادن جان خویشتن را از چنگال آن رهانیده اند

شبها و روزهای آنها :

  • شب هنگام به عبادت بر می خیزند .
  • به تلاوت فکورانه و درنگ گونه قرآن می پردازند . جانهایشان را با قرآن محزون میکنند و مرهم دردهاشان را از قرآن میطلبند .به آیاتشوقناک  دل میبندند و  آیات هراسناک را به گوش دل می سپارند .
  • از این روست که در پیشگاه خداوند قامت خم میکنند و بهرکوع میروند و خویشتن را به سجده و زمین می افکنند و چهره و دستها و پاهایشان را بهخاک می آسایند و از خداوند آزادگی خویش را عذاب الهی می طلبند .
  • خوف و خشیت الهی اندامشان را چنان تیر تراشیده لاغرکرده است .
  • بیننده ظاهر بین که به آنها مینگرد می پندارد بیمارنداما بیمار نیستند آن ظاهر گر میگوید : اینان به اختلال حواس مبتلایند و نامتعادلند . اما نه بلکه امر عظیمی اینان را چنین حیران و اندیشناک نموده است .
  • اینان از کردار نیک خویش اگر اندک باشد خشنود نیستند واگر بسیار باشد زیاد نمی پندارند از این روست که خویشتن را تقصیر کار میدانند وازاعمال خود بیمناکند .
  • از تعریف و تمجید دیگران هراسناک میشود و میگوید من خودرا بهتر میشناسم و خدایم مرا بهتر از من میشناسد خداوندا مرا به آنچه میگویندمواخذه مفرما و ار آچه میپندارم برتر فرما و از آنچه از اوصاف و کردار نازیبایم نمیدانند بر من ببخشای .
  • در دین صلابت دارند .
  • ژرف اندیشی همراه با نرمش شکوهمند دارند .
  • ایمانشان با یقین پایدار است .
  • اشتیاق شورانگیز در طلب علم دارند .
  • علمشان همراه با متانت و حلم است .
  • میانه روی و اعتدال هنگام ثروتمندی و بی نیازی دارند .
  • در پرستش خشوع و دلشکستگی دارند .
  • در فقر و تهیدستی آراستگی و عزت نفس دارند .
  • در دشواری صبور و شکیبایند .
  • تلاش و کوشش در تحصیل رزق حلال دارند .
  • شادابی و نشاط در مسیر هدایت و صلاح دارند .
  •  از طمع بدورند .
  • کردار شایسته بجای میآورد و از اینکه مبادا کوتاهی کردهباشد بیمناک است .
  • روز را با اندیشه شکرگزاری از خداوند به شب میبرد .
  • شبها را به یاد خدا صبح میکند .
  • شبانگاهان خوفناک از خطر فرو افتادن در ورطه غفلت و صبحگاهان فرحناک از امید به احسان خداوند است.
  • اگر نفسش برای ناخشنودیهای خود بر او سخت گیرد و وی رابخواهد به چراگاه شهوت کشاند وی بر او سخت میگیرد و خواهشهایش را بر نمی آورد .
  • روشنای چشمش در جاودانه ها و فنا ناپذیرهاست و بی رغبتیو زهدش درناپایداریها و زوال پذیرهاست .
  • متانت و بردباری را با دانش در می آمیزد .
  • گفتار را با کردار همراه میسازد .
  • آرزوهایش کوتاه و اندک است .
  • لغزش و فرو افتادنش در ناشایستها کم و ناچیز است .
  • قلبش خاشع است .
  • جانش قانع است .
  • خوراکش اندک است .
  • زندگی و امور دنیائیش ساده و بی تکلف است .
  • دینش محفوظ است .
  • شهوتش مرده است .
  • خشمش فرو خورده است .
  • مردمان به خیر او امیدوارند و از شر او درامان .
  • اگر در میان غافلان باشد از ذاکران و هشیاران محسوبمیشود و اگر در جمع ذاکران باشد جزو غافلان به شمار نمی آید .
  • کسی را که به او ستمی کرده میبخشد .
  • به کسی که وی را محروم ساخته عطا و بخشش میکند .
  • با آنکس که از او بریده  می پیوندد .
  • دشنام و ناسزاگوئی از او بدور است .
  • گفتارش نرم و آرام است .
  • زشتکاری از وی دیده نمی شود .
  • نیکوکرداری و خوشرفتاریش همیشه پدیدار است .
  • خیرش روآورنده و شرش روی گرداننده است .
  • در لغزشها با وقار و صلابت است .
  • در ناگواریها و مصائب شکیبا و پابرجاست .
  • بر آنکس که خشم گیرد ستم نمی ورزد .
  • برای آنکس که دوستش میدارد به گناه نمی افتد برایخوشایند کسی خود را عصیان نمی اندازد .
  • پیش از انکه بر او شاهد آورند خود به حق اعتراف میکند .
  • آنچه را که عهده دار نگهداریش شده تباه نمی سازد .
  • آنچه را به یادش آورند (عبرتها ) به فراموشی نمیسپارد.
  • به کسی لقب زشت نمی دهد .
  • به همسایه زیان نمی رساند .
  • دیگران را هنگام بلا و ناگواریها ملامت نمی کند .
  • در قلمرو باطل و بیهودگی وارد نمی شود و از مدار حقخارج نمی گردد .
  • سکوتش او را اندوهناک نمی نماید .
  • خنده اش به قهقهه بلند نمی گردد .
  • اگر بر او ستم رود شکیبائی ورزد تا خداوند انتقامش رابستاند .
  • جانش از او در سختی است و اما مردمان از او در آسایشند .
  • خویشتن را برای آخرتش به زحمت می افکند و اما مردم رااز خود راحت می دارد .
  • از هر کس که دوری گزیند و از وی رو برتابد از سرپارسائی و پاکدامن هاست .
  • به هر کس نزدیک شود و به او روی آورد از سر نرم خوئی ورحمت و شفقت است .
  • دوری گزیدنش متکبرانه و خودپسندانه نیست .
  • نزدیکی و دوستی ورزیدنش نیز مکارانه و حیله گرانه نیست .

فرجام حیات همام :

سخن امام در باب اوصاف تقواپیشگان ادامه داشت که همامحالش دگرگون شد و جان به جان آفرین تسلیم نمود .

و حضرت فرمودند من از چنین فرجامی بر همام بیمناک بودماما به اصرار وی سخن گفتم .

و فرمودند شگفتا که موعظه های بلیغ با جان شایستگان چهمیکند

/ 2 نظر / 11 بازدید
آرزو

چقدر مشکله بخوایم این جوری باشیم