بسم‌الله الرحمن الرحيم

به نام رب مهدي آل محمد


درد دل نامه اي براي آن كه عنايتش هميشه جاري است .


مو لا ي من ديگر رمقي برايم نمانده است .

هر روز كه مي گذرد

انتظار بيشتر ا زپيش امان ا ز من مي گيرد .

آقا خسته ام خسته وگويا هر چه به روز ميلا دت نزديك تر ميشود

خستگي ودلتنگي ام بيشتر ميشود .


گفته اي كه در دلهاي خسته خانه داري .

به مادرت زهرا كه من هم دلي خسته دارم

 ولي با اين وجود هنوز هم قدوم

مبا ركتت را در خانه دلم حس نمي كنم .


ميدانم كه غبار وجودم را گرفته .

سردي گرماي وجودم را قبض كرده .

اما اي نور تو كه مي تواني

 در وجود من بتابي وگرمش كني

 وبا فروغ وطلوع زيبايت رخوت وسستي ام

را به قيامي قطعي مبدل نمايي .


مولاي من ! اين روزها چشمانم مرا بيشتر مي آزارد .

آذين كوچه وخيابان داغ دلم را زنده ميكند .


جشن تولد براي كسي كه سبب طول

غيابش اعمال من وامثال من است .


بگو مولاي من در كدامين سرزمين به دنبالت بگردم .

تا به كي در بيابان وجودم از براي ديدار وصالت بدوم .


بيا ودستي بر سرم بكش .

سراپاي وجودم اشتياق پر التهابي است

كه با نزديك شدن نيمه شعبان بيشتر وبيشتر مي شود .

 آقا ! چقدر دوست دارم كه سرم را بر دامانت بگذارم

وتا ميتوانم گريه كنم .


گريه اي به قدمت 1170 سال انتظار تو .


به زودي او مي آيد تا تو خدايت را راحت تر

صدا بزني واين جا ست كه انتظار مفهوم مي يابد

پس العجل العجل العجل يا مولاي يا صاحب الزمان.


/ 0 نظر / 5 بازدید